ندز دنت - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 1:11
هنوز چشم باز نشده ترسیده ام آخه من چطور به این همه زیبایی آزادی دادم + نوشته شده در یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۶ساعت ۴:۵۲ ب.ظ&nbsp توسط میم مثل مانی |
میدانم!!! - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 1:11
میدانم!!! تمام مرا میخواهی و من از خودم کمم
تو رو نشونم داد - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 1:11
من از خدا تو رو نخواسته بودم از خدا خودش رو خواسته بودم تو رو نشونم داد + نوشته شده در یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۶ساعت ۹:۶ ب.ظ&nbsp توسط میم مثل مانی |
امیدوارم تو باشی نصیبم - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 1:11
وقتی به اسمم نگاه میکنم وقتی میبینمت که چه خیره به آن، هم رنگ آن شده ای وقتی میبینم تمام دنیای تو را تسخیر کرده این نام از کف راه جمع و جور میشوم میخواهم به تو برسم راه عاشقی میطلبد چه زیباست این مسیر چیدن گلی مرا به انتهای مسیر خواهد رساند میخواهم تمام تو را بپیمایم رسیدن به گیسوانت ساده نبود ولی ب...
باشه دوباره - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 18:20
فلزِ تو هر چه باشد عاشقتم فلزِ تو هر چه باشد دوسِت دارم فلزِ تو ساخته بشر نیست من خدا را دوست دارم + نوشته شده در یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۶ساعت ۱۲:۳۶ ق.ظ&nbsp توسط میم مثل مانی |
برف بازی - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 18:20
گلوله برف تو را خواهم خورد و با همان گرمای باقی مانده بر لبانم ماچت خواهم کرد :))))))))))) - اَه چه یخ :)))) آدم برفی تو را به جان ماچ کنم!!!!!!! - میترسی لبت یخ کنه :/ :))))))))) بریم دشت هویچ همدیگرو پیدا کنیم :) + نوشته شده در یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۶ساعت ۱۰:۴۸ ق.ظ&nbsp توسط میم مثل مانی |
پرورش نیاز این جامعه است - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 18:20
میگم اگر رفتیم در مجلسی، میخواهم من آخرین نفر باشم که از من پذیرایی میکنی (جدای از اینکه اگر کم اومد برای پذیرایی) میخواهم پشقابمان جدا باشد(نه آن که سوسول بازی بدانم) میترسم از دل شکسته ای از آهییی از نگاهی عشقمان در دل باشد وقتی دونفره هستیم قاشق دَهانی ات را از دهانم پر کنم فرزندانمان را طوری پرو...
خجالت میکشم از وضعیت خودم - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 18:20
همه اش تقصیر خودم است هر چه خودم اراده نداشتم از خواستم داشته باشی و اینقدر اراده ندارم که تو با اراده ترین شخص دورانی اینقدر اراده نیست در من که فرق بین شکلات با عشق را نمیدانم فرق بین هوس و عشق را نمیفهمم فرق بین دوستی و عشق را نمیفهمم هر چه در این ماجراست پَخ شده روی زمین و به قول تو: توان فاصله ...
آرزو میکنم استرس زُدایِ تو باشم - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 18:20
میدانی قضیه چیست؟ من اشتباه کردم اگر برخوردی در جملات من بوده قبلا، اگر حرکتی کردم که به دلت خوش نیامده مرا ببخش قضیه این است که دوست دارم آرامش را کنار هم احساس کنیم اگر روزی دلت گرفت از گذشته ها یا آینده ها برای دوستانی که داشتی برای روابطی که داشتی و برای هر چیز دیگری، در آغوشم آرام باشی و تعریف ...
چرا اشکمو در آوردی؟! - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 20:29
میدونی درد کجاست؟ اونجاست آهنگ لارا فابیان رو گوش کنی ولی حق نداشته باشی یک ذره صدای گریه ات بلند باشه و مجبور باشی هق هق گریه ات توی دلت بریزه و بدتر اینکه نمیدونی دلت برای چی میخواد گریه کنی لازم بود + نوشته شده در پنجشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶ساعت ۵:۴۱ ب.ظ&nbsp توسط میم مثل مانی |
فرق میکنه جا تا جا - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 20:29
یادآوری بعضی موقعا خوبه یه موقع هایی هم اصلا جالب نیست مثلا یادآوری کنیم که عزیـــــــزمـــــــ من دلو جونم رو بهت بخشیدم میتونه دوجنبه داشته باشه یکی اینکه یادآروی کنی که عزیــــــــزمـــــــ هر چی میخواهی برات محیا میکنم یکی اینکه بگیم مثلا چرا اینجوری برخورد میکنی خب تو دلو جونمی + نوشته شده در پ...
مهم بود - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 20:29
چند تا مطلب بود که میخواستم ذکر کنم تا یادم نرفته 1. شما خواهرم حجابتو حفظ کن :)) 2. اینکه هنوز این سونامی بعد از زلزله هفت سال پیش نیومده منو با خودش ببره و من غصه دارم 3. اینکه امشب ی متن تند از شما بود گفته بودین شِیر کن و من بدون چون و چرا برای دوستام فرستادم البته اون ه بعد از مدتها توی گروهشون...
در ادامه صحبت با دوستم Wimpy اینجا مینویسم - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 20:29
میدونم چی میگی فقط کافیه دو نفر پیدا بشن بگن این درست نیست و اینا و جبهه بگیرن کاری که با من کردن من لیسانس دانشگاه آزاد شهرستان دارم ترم هفت رو مرخصی گرفتم که ترم هشت با تابستون تموم کنم ترم هفت پشت کنکور ارشد بودم و رفتم پارسه با استادایی که نخبه بودن به گفته خودشون! نمیگم بد بود ولی از ده تا درسی...
چرا هِی یادم میره - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 20:29
در جهت اون دو تا نکته استرس شدید گرفتم ترس از اون چیزی که نباشیم اون یکیش رو یادم رفت ترسم از اینه که اون چه که توی این سالها نقاشی کردم به دستم نرسه و اون چیزی که تو میخواستی از من نباشم البته ترس در من همواره باغث میشده شروع کنم به انجام کاری و طراحی کنم (فکر میکنم این جمله از تو بود) + نوشته شده ...
باز هم ترس - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 20:29
میترسم میترسم بیایی و نخواهی که بدتر از ترس نیامدن است میتوانم با ترس نیامدنت سر کنم همین که باشی و نیایی ولی ترس اینکه بیایی و نباشی مرا خواهد کشت + نوشته شده در جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶ساعت ۳:۵۷ ب.ظ&nbsp توسط میم مثل مانی |
دوستی ام را بپذیر - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 20:29
میدانم که باید تو را بدون هیچ چرا و اما و اگر دوست بدارم میدانم که تو مرا بدون هیچ چرا و اما و اگر دوست داشته ای میدانم که بدون هیچ چرا و اگر و اما هم را انتخاب کرده ایم میدانم که تو دوستم داری میدانم که نوشته پیش دِشنه ای داغ بود من با تمام وجودم دوستت دارم نوشته پیش شاید نگرانی پدری بود که فرزندش ...
خوشحال شدم - تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 21:00
یادم میاد ی زمانی برای پیشرفت علمی تو از "شاید" و احتملا در ضمیر جملات استفاده میکردم تا روز یبرسه که بتونی روی پای خودت بایستی و خوشحالم که اون روز رسیده حداقل من امروز این حادثه رو دیدم خوشحالم از امرز مطمئنم اگر به هر شکلی به زمین بخورم کسی هست که بهترین شکل دستو بگیره و ترسم رو بریزه خوشحالم از ...
تمام عمرم را میخواهم از تو بیاموزم - تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 21:00
تجربه به هممون ثابت کرده وقتی میخواهیم با بچه ها هم بازی بشیم، خودمون رو تا همون سطح پایین بیاریم و در لابلای بازی یکی یکی درسهایی که بلدیم رو آموزش بدیم و تو امروز همبازی من شده ای + نوشته شده در سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶ساعت ۵:۲۷ ب.ظ توسط میم مثل مانی |
شاد باشیم - تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 20:27
خب تلاش مذبوحانه ای ست هر دو تا عمق غم هم فرو رفته ایم البته من خودم را تکذیب میکنم از تو آنچه میدانم زیبایی و خوشرویی است اینقدر مهربانی (خاص) که غمخوار غمهایم شده ای من تو را برای همیشه شاد بودن میخواستم و میخواهم، تو چرا خودت را گرفتار شادی من نمیکنی؟! به این کلمه "شادی" که مینویسم دقت نکن به طور...
چرخیدن ته نشون دادن شادیه - تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 20:27
بدنم خشک شده نیاز دارم به ورزش با انگیزه ای مثل رقص رقص پا رقص بالا تنه رقص کمر رقص دستهامون اینقدر قدرت تصویر سازی قوی ندارم که دستم توی دستت باشه و تانگو برقصیم حتی اگه داشتم هم کاش دست در دست هم بودیم میدونی که ته خوشحالی من رو خودت گفتی! اینکه دستامو باز کنم و نعره زنان بچرخم (البته بدون صدا) + ...